سکوت سحرگاه

 سکوت سحرگاه، عالم تجلای از نور خداست

دل شب شکوفا ز ذکر و دعای یکتا پادشاست


ز چشمه‌ی توحید جاری شود نَفَس‌های صبح

جهان غرق نوری که از آسمان بی‌منتهاست


به گوش سحر نغمه‌ی عاشقان طنین‌انداز

که هر دل به شوق حضورش چو آیینه‌هاست


زمین لحظه‌ای غرق در نور سرمدی گشته

ملک در تحیّر، که این جلوه از کِی و کجاست؟


طلوعی دگر می‌رسد با بشارت امید

که خورشید مهر از دل شب همیشه پیداست


🖊 شاعر: حاذق هاشمی.

📚 فصل: ۱

📖 غزل شماره: ۲

1403/12/25 ه‌ش.

🖇️ پیوند وبلاگ اشعار 👇

hazeqhashemi.blogspot.com

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

اشعار، مقالات و دل‌نوشته‌ها

نگاهی به اعتماد انسان‌ها

درین زمان کسی به کسی یار نیست هیچ کس به غمی کسی گرفتار نیست هر که در این ره گذشت از وفا تهی است مهر و محبت چو در این ره، رهی است چون زر شود ...