دشمن اگر ناز کند، بوی یاریست
وای آن دم کز رهِ دوست، خواریست
دشمن چو روزی دهد، فتنه در کار است
دوست اگر زخم زند، رنج بسیار است
مار اگر نیش زند، جور طبیعت
لیک ز یاری جفا، سخت مصیبت
آن که نهان خنجر غم در دل ما زد
دوست نَبُد، دشمنی از نام و نوا زد
دوست اگر راستی است، جان پناه است
ور چو شود ناروا، تیرِ گناه است
دل چو پذیرد خطری از دلِ دشمن
سختتر آن زخم که آید ز دلِ مَن
رنگ وفا را نتوان دید به گفتار
دوست به کردار شناسند، نه پندار
هر که ز نیرنگِ رفیقان نخروشد
روز مصیبت، ز فریبش بنالد
دشمن اگر ناز کند، شاید آشتی است
وای از آن دم که ز یاری، سرشکستی است
🖊 شاعر: حاذق هاشمی.
📚 فصل: ۱
📖 غزل شماره: ۱
1403/12/20 هش.
🖇️ پیوند وبلاگ اشعار 👇
hazeqhashemi.blogspot.com
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر